خواجه نصير الدين الطوسي
13
روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )
چيزى شود ، مادامى كه عقل كه اين تصوّر مىكند هم مبانيت امكانى هست و ممكن بذات خود ، پس امكان است كه تصوّر امكانى مىكند ، و در مقدّمه گفته شد كه امكان أمر عدمى است ، تصوّر تو در اين چيست ؟ جواب ، تصوّر من اين است كه امكان همچنانكه به همه وجوه موجود نيست به همه وجوه معدوم نيست زيرا كه اگر به همه وجوه معدوم بودى اسم وجود لفظى برو نه نشستى ، و اگر به همه وجوه موجود بودى تصوّر امكان باطل گشتى ، پس ميان امر عقلى كه در اين ذهن وجود دارد و ميان عدم كه نه در ذهن وجود دارد و ( نه ) در عين فرق و تفاوت بسيار است مثلا عدم صورت انسان در نطفه نه چون عدم صورت انسان باشد در نبات زيرا كه آن يك عدم امكانى باشد و آن يك عدم امتناعى ، و اين خود امكان صرف نيست كه تصوّر چيزى مىكند بلكه امكانى است در وجوب متفرق ، و تصوّر امرى وجودىست نه امر عدمى ، و كسى خود نمىگويد كه امكان از آنجا كه امكان است علّت وجود چيزى باشد ، و اين نتوان گفت امّا توان گفت كه امكان علّت قبول فيض است ، آنجا كه سخن در اين سه قسمت رود واجب و ممكن و ممتنع از براى آنكه واجب چون مفيّض همه فيضهاست از قبول فيض مستغنى است ، و ممتنع چون به همه وجوه از قبول فيض محجوب است اسم قبول فيض برو نه نشيند لابدّ اداى قبول فيض را قابلى بايد كرد كه اگر قابلى نباشد معنى أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً راست باز نخواند ، و هم از اين وجه است كه وجود خلق در اين عالم از تقابل حقّ و باطل پديدار آمده است يعنى تقابل وجوب و امتناع ، و وجود در اين عالم همين ممكنات الوجود است كه در ميان اين دو طرف [ 13 ] يعنى وجوب و امتناع لازم آمدهاند بسبب قبول فيض و امتناع قبول